روزیکه تلگرافخانه در عهد ناصرالدین شاه در ایران افتتاح شد مردم باور نمیکردند که میشود از اینجا مثلاً با کسی در اصفهان یا شیراز یا تبریز مکالمه نمود. برای اینکه مردم یقین کنند، مخبرالدوله با اجازه شاه یکی دو روز را به مردم اجازه دادند که مفت و مجانی با دوستان یا طرف خود که در شهر های دور دست بودند صحبت کنند، چیزی برسند و جواب بخواهند تا مردم یقین کنند که تلگراف شعبده بازی نیست. مردم هم ازدحام کردند و سیل مخابرات به ولایات روانه شد ولی روز سوم که مردم آمدند تلگرافخانه، دیدند روی صفحه کاغذی نوشته اند و به درب تلگرافخانه چسبانیده اند که از امروز به بعد (حرف مفت) قبول نمیشود و برای هر کلمه مثلاً یک عباسی باید بدهند و این عباسی  بعدها  ده شاهی شد که تا این چند سال اخیر هم ده شاهی بود و تا سال ۱۳۴۰ کلمه ای یک ریال میگرفتند و مردم مجبور بودند که مطالب خود را خیلی فشرده و موجز بنویسند مثلاً سالی که قشون اجنبی به مملکت ما آمد یکی از مردم شهرهای خارج به برادر خود که در تهران سکونت داشت تلگرافی کرده به این مضمون که جزو تلگرافهای تاریخی است و متن مخابره اینست (تهران، خیابان فلاحت، تیمچه کرامت، اخوی هدایت، ارس وارد، اموال غارت، ابوی مفقود، جاده ها مسدود، والده رحلت، همشیره بی عصمت، همگی سلامت، قربانت عنایت).

نقل از هفت شهر عشق