نقل است که مردی نزد (جنید نهاوندی معروف به بغدادی) رفت وی را گفت از کجا می آیی؟ گفت : به حج بودم گفت: حج کردی؟ گفت: بلی گفت: از ابتدا که از خانه برفتی و از وطن رحلت کردی از همه معاصی رحلت کردی؟ گفت: نه گفت: پس رحلت نکردی. گفت: چون از خانه برفتی و اندر هر منزلی هر شب مقام کردی، مقامی از طریق حق اندر آن مقام قطع کردی؟ گفت: نه  گفت: پس منزل نسپردی. بهمین نحو یک یک آداب حج را از احرام و عرفات و طواف و سعی و منا شمرد تا رسید به منحرگاه. گفت: چون رسیدی به منحرگاه قربان کردی، همه خواستهای نفس را قربان کردی؟ گفتا: نه گفت: پس قربان نکردی. گفت: چون سنگ انداختی هر چه با تو صحبت کرد از معانی نفسانی همه بینداختی؟ گفتا: نه گفت: پس هنوز سنگ نینداختی و حج نکردی باز گرد و بدین صفت حجی بکن تا به مقام ابراهیم برسی.

(منقول از هفت شهر عشق)